محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
189
اكسير اعظم ( فارسى )
ده درم همه را در چهار رطل آب بجوشانند تا يك نيم رطل بماند فلوس خيارشنبر و ترنجبين هر واحد پانزده درم در آن ماليده صاف كرده غاريقون نيم درم بر آن انداخته سحرگاه بنوشند در روز دوم از نوبت و بعد مسهل و بعد يوم نوبت قرص غافث يك مثقال به سكنجبين بزورى ده درم بخورانند و روز نوبت منع از غذا كنند و به آب گرم كه در آن شبت و ترب و بيخ خربزه و نمك و عسل و اصل السوس جوشانيده باشند قى آورند زيرا كه اخلاط در وقت نوبت در هيجان و ثوران مىباشد و حرارت تب آن را مرتفع مىسازد پس خلط به سهولت خارج مىشوند . [ خجندى ] خجندى گويد كه هر صباح مطبوخ اصل السوس تخم كاسنى و بادرنجبويه با گلقند شكرى بنوشند و بعد ظهور آثار نضج در قاروره به مطبوخات تربديه استفراغ كنند و اين مطبوخ نافع اين نوع است سناى مكى هليلهء سياه و كابلى بادرنجبويه هر يك پنج درم تربد يك مثقال گاو زبان افتيمون در صره بسته هر يك دو درم باديان تخم كاسنى تخم كشوث هر يك دو مثقال عناب ده عدد غاريقون نيم درم فلوس خيارشنبر ترنجبين هر يك پانزده درم روغن بادام شيرين يك مثقال برسم معهود تيار ساخته بنوشند و اين قرص غافث آن را نافع است . نسخه آن عصارهء غافث يك جزو سنبل الطيب نيم جزو طباشير پنج جوز ترنجبين به قدرى كه در آن ادويه جمع گردد و اين قرص بحميات كهنه و يرقان و درد جگر و طحال را نيز نفع كند و تفتيح سده نمايد شربتى از آن يك مثقال است با ده درم سكنجبين بزورى صفت آن پوست بيخ كرفس پوست بيخ باديان هر يك ده درم باديان تخم كرفس پوست بيخ كبر هر يك سه درم در سه رطل آب سركه يك شبانهروز تر كنند بعده صاف نموده مقابل هر رطل آن نيم رطل شكر اضافه نموده به قوام آرند علاج ربع سوداوى به طريق ماليخولياى سوداوى علاج نمايند . و ايضاً علاجش نزديك به علاج ربع بلغمى است و گلقند دو توله اول بخورند بعده عرق نيلوفر عرق بيد ساده عرق عنب الثعلب سكنجبين ساده دو توله آميخته بنوشند و گاهى برعايت شكر طحال عرق كاسنى و عرق شاهتره و عرق باديان عوض عرق گاو زبان و نيلوفر و بيد ساده داخل كرده مىشود و يا اصل السوس تخم كاسنى گاو زبان اسطوخودوس عنب الثعلب مويز منقى باديان بيخ باديان بيخ كاسنى تخم خيارين خيسانيده گلقند داخل كرده دهند و بعد نضج در مسهل ادخال افتيمون بسفايج سناى مكى ضرور است و هليلجات به دستورى كه در علاج كلى ربع گذشت داخل نمايند و يا منضج سودا از باديان چهار ماشه بادرنجبويه شش ماشه جوشانيده گلقند يك نيم توله داخل كرده بدهند . و اگر خواهند شربت افتيمون يا افتيمون بصره بسته داخل سازند و در مسهل فلوس خيارشنبر شش توله و ترنجبين يا شيرخشت و افتيمون بصره بسته و بسفائج و اسطوخودوس داخل كنند ليكن بعد نضج كامل و يا اين منضج بدهند شاهتره گاو زبان بيخ كاسنى اصل السوس مقشر افتيمون در صره بسته هر واحد ده درم سپستان مويز منقى هر يك بيست عدد بسفائج يك درم انجير چهار عدد گلقند دو توله بالجمله بعد ظهور نضج در قاروره و بعد سبك شدن لرزه و باقى ماندن قشعريره كه اين هم دلالت بر نضج مىكند مسهلات قوى و حبوب مخرج سودا و مالش بدن و ادرار بول و آوردن عرق نفع كند و استعمال اين تدابير قبل از نضج به غايت مضر بود و بايد كه در اين تب اسهال بدفعات نمايند مع رعايت قوت فيما بين مسهلات زيرا كه خلط سوداوى عسر الانفعال است در يك دو مسهل بتمامه بر نمىآيد و نقاى تام حاصل نمىشود بلكه لازم است كه بعد هر مسهل ماده را مهيا به استفراغ به استعمال منضجات سازند بعد از آن به آهستگى و نرمى مستفرغ نمايند بكرات و مرات تا قوت ضعيف نگردد و ماده بتمامه مستاصل گردد و هيچ استفراغ روز نوبت جائز نيست مگر قى و بعد نضج اگر حاجت فصد باشد باسليق گشايند و باشد كه به فصد صافن حاجت آيد . و اگر مزاج ضعيف شده باشد اول خيساندهء سبك دهند و در ماء الجبن گاهى شربت نيلوفر و گاهى شربت بنفشه يا عناب و گاهى عرقيات و شربت انار تخم فرنجمشك بدهند چون ماء الجبن قريب نيم اثار رسد مسهل به اين طور دهند افتيمون در پارچه بسته سناى مكى هر يك يك توله بسفائج پنج ماشه تربد سفيد شش ماشه در عرقيات جوش داده صاف كرده مغز فلوس هفت توله گلقند چهار توله روغن بادام شش ماشه با ماء الجبن مخلوط كرده بنوشند و سفوف لاجورد و شربت سودا نيز استعمال كنند و تبريد صرف عرقيات و شربت انار و تخم ريحان دهند و دواء المسك حلو و قرص انبرباريس بوعلى سينا نيز به كار برند و غذا كهچرى در نخوداب و گاهى ماء الشعير در نخوداب يا همراه شربت انار شيرين دهند . ذكر بعض ادويهء يونانيه و هنديه كه نافع تب ربع است : حب الشفا از بياص حكيم علوى خان كه جهت صداع مزمن و جميع امراض حاره و باراده نافع است و در تب ربع و سائر تپهاى مزمن مستعمل [ صفت آن ] زعفران دودانگ گل سرخ گل ارمنى زنجبيل هر يك دو نيم دانگ ريوند چينى پنج دانگ افيون تخم تاتور